Tuesday, December 13, 2011


مرغ را غاز میکردیم

ما فقط یک شبی را ز بر کردیم

ماکه چون خر،به جرات خطرکردیم

ما که افسانه گشته است تغییرمان

ما ز اصلاح لیبی شرر کردیم

ما که اتش بهانه میدیدیم

ما که خود لای گل تا کمر کردیم

یک به یک،با خودی اگرچه مشکل بود

ما شدیم و همسایه را خبر کردیم

من به تو عذز خواهی بده کارم

ما به کثرت شبی تا سحر کردیم

این شعار بالا نشینان است

ما کمر را جلویش دمر کردیم

گربه را غرق شادی اگر دیدی

ما که در عمق رویا سفر کردیم

گاه دریاچه بی سبب بشد دریا

ما که این بی سبب را خزر کردیم

No comments:

Post a Comment