از پیشم نری ها!!!
كه تو را كم مياورم بي تو و دست خالي ميشوم
تنها با خودم ميمانم كه هيچم و ارزش نيست مرا.
جدايم ميشوي
از من رهايم ميشوي
به خيالت دل تنگ ميشوم،ساده ي من؟؟؟
زرشك.
من زرشك ميشوم.
من زِ رشك بودنت در جايي ديگر كبود ميشوم.
چون لبوي دست فروش داغ ميشوم.
دهن سوز ميشوم.
به راستي تو كداميني كه در زير درخت نشسته ام
و به فكر تو باد را حس ميكنم.
باد تويي؟
يا اني كه در گوشم خارش ايجاد ميكني؟
يا تلخي شكلاتي
يا لولوي بچه هايي
يا آل، زاوو يي؟؟
همه تويي . چون همه مفيدند و
مفيد تويي چون ديگرش نميتواني باشي.
زمين را چه غلط ها كه بخواهد جاي پاي تو باشد.
همان اولم ميدانستم بزرگي
چرا ديگر بهشت را له كردي؟؟
كمترين جا براي جاي پاي تو آنجاست.
بدون منت.
از پیشم نری ها!!!