Friday, March 25, 2011

عيدي

باوركن،باورنكردني دوستت دارم
قسم به نوروز كه 90 شده است دوستت دارم
تو را مانند سيب هاي هفت سينش
كه گرد اند و قرمز و شيرين دوستت دارم
سركه ي 7 ساله ي من
تورا چون سركه
به همان مقدار تنفر كه دارمش دوستت دارم
كه فايده از تو ميبارد
. فايده تويي و ترشي تو ام من
كه ترش كرده ام و ترشيدم از دستت
كماچ سهن من
كه ماچ كردنت ارزويم بود و بس
و براوردنش توبودي به لبانت
.
ميخواهم سير شوم
نه كه از تو
چون نشد دارد
ميخواهم سير شوم چون 7 سين .
يكجا كله سيري شوم
اصلا بل كل سير شوم از خودم و برم و تو باشي و از تو شوم
سنجد
كه دانه دانه است و چون تو از من پر است.
قهوي اي رنگ است و اين نيست شباهتش
وتفاوت تويي
ولي چون تو شيرين است
و در گلويم زيبا حس ميشوي راحت الحلقوم من سمنو.
سبز بودن را تو معلمي و به يك جا مدرس عش...
و دانش اموز لجباز تو منم
كه مريض توام
سبزه
توتنهايي ميدرخشي در سفره
كباب ها
با تو يك چيز ديگرند و مزه تويي
كلاه مخملم تويي
عينك دووديم تويي
شادي هردمم تويي
از همان اول هم ميخواستم بگويم كه
بي تو بمانم
زندگي انار است