Tuesday, December 13, 2011


مرغ را غاز میکردیم

ما فقط یک شبی را ز بر کردیم

ماکه چون خر،به جرات خطرکردیم

ما که افسانه گشته است تغییرمان

ما ز اصلاح لیبی شرر کردیم

ما که اتش بهانه میدیدیم

ما که خود لای گل تا کمر کردیم

یک به یک،با خودی اگرچه مشکل بود

ما شدیم و همسایه را خبر کردیم

من به تو عذز خواهی بده کارم

ما به کثرت شبی تا سحر کردیم

این شعار بالا نشینان است

ما کمر را جلویش دمر کردیم

گربه را غرق شادی اگر دیدی

ما که در عمق رویا سفر کردیم

گاه دریاچه بی سبب بشد دریا

ما که این بی سبب را خزر کردیم

Friday, July 1, 2011


برای منحرف شدنم همسایه ام کافی است
که در خرید نان تردید بر دلش جاریست
انگاه که گفت گرسنه نداریم در ایران
گفتم که عیال خرید ماهواره الزامیست

Wednesday, June 15, 2011

نازنین من
نا زنین ما که نازترین ما هستی و بین ما خود نمیایی میکنی
اگر چه قدرت را ما نمیدانیم

ما که هستیم

اصلا ما نیستیم هنگامی که تو هستی

تو اگرباشی دیگر نیازی به مانیست که بخواهیم باشیم
عزیز من.

خاطرم که نیست بچه بودنم را

ولی تورا بالای بستر بیماریم یاد می اورم

نشسته بودی.

دغغه ات من بودم و نفس کشیدنم که خدا را شاهد دغدغه ی من هم غمی بود که در چشمانت میدیدم.

در بسترم بر خود شاشیدم و پیاپی مشستی و

لطیفه های برادرانم در این حالم تو رامیخنداند.

ان لبخند تلخ تو من را خوشحال میکرد

که لا اقل ظاهرش خندان است.

ولی دلت برایم اتش بود و سوزان تر ازآتشی نیست

حتی جهنم.

مادرم
تو را قدر شناسی کردم(لا اقل به زبان) و اینم اشتباه است ولی دگر بیش از این تواتنش نیست.

میخواهم سرت را جلوبیاوری تا توی گووشت به گووویم
جلو بیاور
جلوتر

.

.

گول خردی.

بووست کردم
دووستت دارم.

Tuesday, May 3, 2011

از پیشم نری ها!!!
كه تو را كم مياورم بي تو و دست خالي ميشوم

تنها با خودم ميمانم كه هيچم و ارزش نيست مرا.

جدايم ميشوي
از من رهايم ميشوي

به خيالت دل تنگ ميشوم،ساده ي من؟؟؟

زرشك.

من زرشك ميشوم.

من زِ رشك بودنت در جايي ديگر كبود ميشوم.

چون لبوي دست فروش داغ ميشوم.

دهن سوز ميشوم.

به راستي تو كداميني كه در زير درخت نشسته ام
و به فكر تو باد را حس ميكنم.

باد تويي؟


يا اني كه در گوشم خارش ايجاد ميكني؟
يا تلخي شكلاتي

يا لولوي بچه هايي

يا آل، زاوو يي؟؟

همه تويي . چون همه مفيدند و

مفيد تويي چون ديگرش نميتواني باشي.

زمين را چه غلط ها كه بخواهد جاي پاي تو باشد.

همان اولم ميدانستم بزرگي
چرا ديگر بهشت را له كردي؟؟


كمترين جا براي جاي پاي تو آنجاست.

بدون منت.

از پیشم نری ها!!!

Friday, March 25, 2011

عيدي

باوركن،باورنكردني دوستت دارم
قسم به نوروز كه 90 شده است دوستت دارم
تو را مانند سيب هاي هفت سينش
كه گرد اند و قرمز و شيرين دوستت دارم
سركه ي 7 ساله ي من
تورا چون سركه
به همان مقدار تنفر كه دارمش دوستت دارم
كه فايده از تو ميبارد
. فايده تويي و ترشي تو ام من
كه ترش كرده ام و ترشيدم از دستت
كماچ سهن من
كه ماچ كردنت ارزويم بود و بس
و براوردنش توبودي به لبانت
.
ميخواهم سير شوم
نه كه از تو
چون نشد دارد
ميخواهم سير شوم چون 7 سين .
يكجا كله سيري شوم
اصلا بل كل سير شوم از خودم و برم و تو باشي و از تو شوم
سنجد
كه دانه دانه است و چون تو از من پر است.
قهوي اي رنگ است و اين نيست شباهتش
وتفاوت تويي
ولي چون تو شيرين است
و در گلويم زيبا حس ميشوي راحت الحلقوم من سمنو.
سبز بودن را تو معلمي و به يك جا مدرس عش...
و دانش اموز لجباز تو منم
كه مريض توام
سبزه
توتنهايي ميدرخشي در سفره
كباب ها
با تو يك چيز ديگرند و مزه تويي
كلاه مخملم تويي
عينك دووديم تويي
شادي هردمم تويي
از همان اول هم ميخواستم بگويم كه
بي تو بمانم
زندگي انار است

Friday, January 28, 2011

منتظر انتظار

گفتند که یارانه ی ما را زه حساب تو بدادند
ما بین این،وان که از ماست حائل بنهادند
باید تو که این جمعه بیایی ،نه که ،شاید تو بیایی
ترسم که تو دیر ایی و فکرم بستانند