Thursday, July 29, 2010

مارا به بوسه از لبت مست نكن
اينگونه مريض ان صدايت نكن
گردوست نداري مرا از ته دل
خواهش كه مرا چو خر دگر فرض نكن

Wednesday, July 28, 2010

چندتا 2 بيتي گفتم كه تقديم ميكنم
...................
مجنون و گرفتار سيماي تو ام
پربسته و زخمي و گرفتار تو ام
خواهش كه يك نگاه بر ما بنداز
پنداركه منم،فارسي 1 توام
.........................
مارا به همان دليل كه هستيم بخواه
اينگونه و ان گونه كه هستيم بخواه
اهسته و بيجان و خرابات توايم
ما را بهمان بدي كه هستيم بخواه

Friday, July 2, 2010

عاشق شدنم را نمایان کردم/دیوانه شدن را نمایان کردم

حتما که به ریش من خندید وقتی/بوسیدن او راتمنا کردم

............................................................

بوسیدن اورا تمنا کردم/من مست شدن را تقاضا کردم

گفت مست شدن گناه است در اسلام/من جرم گناه را تقبل کردم

.............................................................

من جرم گناه را تقبل کردم/من اتش و نار را تقبل کردم

برگشتم و باز هم از ته قلب/بوسیدن او را تقاضا کردم

......................................................

بوسیدن او را تقاضا کردم/گویی غم دنیا نصارش کردم

گفتش که گناه است،مبرا گردان/اونفی بکرد و من خجالت کردم

.........................................................

اونفی بکرد و من خجالت کردم/از فکر خودم چاره تقاضا کردم

غمگین به کنج بیغوله شدم/من جاست(فقط)به چشم او نگاه میکردم

.......................................................

من جاست به چشم او نگاه میکردم/خود را اسیر ان نگاهش کردم

دیدم که بشد به سمت من تند روان/تااوی بدبدم،خودم جمع کردم

................................................................

تااوی بدیدم خودم جمع کردم/گفتش که ببوس ترک جنت کردم

گفتم که دمت گرم،چرا این کردی؟/گفتش که خموش من هم این کردم

................................................................

گفتش که خموش من هم این کردم/یک بوسه نصار ان لبانش کردم

دانستم که خدا مرا دارد دوست/وقتی که مرا زخواب بیدار کردند

..........................................................

-ببخشید اگه بیت اخرش قافیه رو رعایت نکردم