Sunday, May 24, 2009

سلام.بازهم سلام مخصوص به اقا حامد واقا محمد حسین،بهترین دوستانم.امیدوارم از شعرم لذت ببرید.نظر فراموش نشه.ممنون
کارمان بدنیست،حالمان هم
روزگار خوب است
گاهی سخت،گاهی هم به زیبایی نام فریبا دلربایی میکنیم
میگذرد انچه بخواهد پیش اید
سربه انجامش دهم
روشنایی دور،اما یک قدم باشد فاصله
و ان یک قدم راهی دراز
راهیست هموار
گه گداری پرچاله چوله
چاله هایش هم دلیلش کارماست
این دلیل رفتار ماست
سازه ی اخلاق ماست،شیوهی برخورد ما بادیگران
یا همان برقی است بس اهریمنی
خواه ناخواه گه گداری در افکار ماست
همچون نقشه ی نابودی رویای دوست
تا بسازی چاله های راهت را پر
گه گداری هم فوق العاده میشویم
یک ستاره درسیاهی میشویم
این ستاره گشتن ما،این نشانش دوستی است،عشق است
ما خداییش یکدگر را دوست داریم
این همان فصل جدید زندگی است
یاد استاد امدم.اوبه ما گفت
((به چه زیبا باشد ان حسی که اورا دوست داری،لیک او بی خبر
وچه شیرین یادیست است کهندانیم ما را دوست دارند))
گر تو راهت را بسازی با دروغ،با ریا،نیست دیگر دور از تو هدف
میرسی تو به هدف
اما درونت را پریشان بینی تو ان دم
واگر ستزی تو راهت رابا وفا ودربایی،به چه شیرین است
لذتی دارد بسان لحظه ی دیدار یار

Sunday, May 17, 2009

سلام.سلام مخصوص به حامد جان.یک شعر دیگر ازخودم.امیدوارم لذت ببرید و نظر دهید
زندگی؟
زندگی عشق است/بسان خون رنگین است
زندگی پاک است/او ز اصل خویش اگاه است
عشق را در زنگی پیدا کنی/زندگی را کمتری معنا کنی
زندگی ترس است اکنون پیش من/زندگی جاریست اندر روح من
زندگی زخمیست/زخمی ماندگار درروح من
زندگی را جایگاه ویژه است/جایگاه ویژه هم زیبا تر است
زنگی ٍحُّب است،اخلاق نکوست/زندگی مانند افکار نکوست
زندگی راهی به روی روشی/زندگی یک یباغ گل باعطر خوب دوستی
زندگی را سادگی زیبا کند/سادگی در فکر ما معنا کند
ساده بودن برزبان بس ساده است/لذت ساده بدن،عشق من است
زندگی دوروبم رنگین شده/رنگ بی رنگی سرازیرش شده
رنگ برهرچه زنی زیبا بود/روزگارش را دگرگون می کند
زندگی برخود نگید هیچ رنگ/گر بگید وا بپاشد بیدرنگ
زندگی رایک سخن معنا کنی/عشق را درزندگی با سادگی پیدا کنی

Thursday, May 7, 2009

سلام بر عزیزان.
این هم یک شعر دیگه از خودم .امیدوارم که لذت ببرید.
نگاهم در رخش /دل بیقرارش
دلخوش اخلاق نابش
عطر خوبش
تو گویی که دلم وصل کمالش
دو چشمم میخ باشد در جمالش
امیدم جوشش راهش
دلم هردم هراسان باشدش
که بندد دل به اخلاقش
نشاید نام او باشد برای دیگری جایش؟
دلم را این هراسش
اگر دل غرق دریای کمالش گردد اکنون؟
ولی کن این زمانش نیست. گناهم چیست؟
ولی دل را خروشان دیدمش،جانم
ولی یاغی شد احوالش
نباشد هیچ راهی از ز احوالم به گوشش
ز هر دیده،شکوه بودنش دارم
دل من بی قراری میکند وقت نبودش
وای بر صوتش
که گویی بهترین لرزش
به اندام نهیفم میدهد جوشش
درونم میکند غوغا بسان شعله ی اتش
ولی هر دم که او را دیدنی باشد
دلم گیرد،که کی دیدار رویش سو به پایانی نهد
پایان

Tuesday, May 5, 2009

لحظه ای من ازخودم بیرون شدم
دربرون خود درون خود شدم
ازبرون خود عشق رنگ دیگر است
دیگران را جوردیگر دیدن است
عشق یعنی گوش دادن به خدا
یک به یک با اوبدن را ساده است
عشق یعنی با گلی رنگین شدن
رنگ را با او نمایان کردن است
عشق یعنی آسمان بیکران
آسمان صاف و خالی جالب است
عشق یعنی با بدان صادق بدن
با بدان صادق بدن هم ساده است
عشق یعنی تو یکی اوهم یکی
در کنار هم نمایان گشتن است
عشق یعنی مادرم ،گلخانه ام
بوی خوش را در درونش دیدن است
عشق یعنی افتخار و استوار
در میان حمله ها خود بودن است
عشق یعنی درخیال تک بودن است
زندگی را با خودش پیمودن است
عشق یعنی اوبرایت زندگی
درگلستان باگلی نیکی کنی
عشق یعنی تک وجودی دربرت
حرفه ی تنها شدن با ساقییت
عشق یعنی دروجود اشک لبخندی زدن
از برایش جان خود را دادن است
عشق یعنی درداو دردت بود
باتو بودن لحظه ی خوبش بود
عشق یعنی سایه ات رادیدن است
خود شوی باعث برایش سایه است
عشق یعنی ابر بودن در سماء
از برایش ناله و اشک بودن است
عشق یعنی گل بدن در زیر ابر
هردمی غمگین که شاید گریه اش
از برای من بود تا سر شود
پس من هم سرمیشوم تا خوش شود
عشق یعنی تویکی او هم یکی
سلام.
امروز اولین روز شروع به کار کردن من هست.
امید وارم که بتوانم لحظات خوبی روبرای شما فراهم اورم
ضمنن به بهترین دوستم یعنی حامد هم سلام میکنم.