تقدیم به شاهد عزیز
یه روزی گربه ی تو مثل خودت بزرگ میشه.
شیر دیگه نمیخوره ،
بهونه گیری میکنه.
سر رو بالشت میزاره،توی قوطی نمیخوابه.
جای شیر گوشت میخوادش،نارنج و ریحون میخوادش.
دست تو جیبت میکنی،نارنج و ریحون میخری
گوشتا رو زود میخوره،
تشکر م نمیکنه..
تودلش باباش تویی،مامان تویی.
ولی باباش که اصلا،رنگ چشاشو ندیده.
یا مامانش سر زا،بند نافش رو نچیده.
ولی ماها میدونیم اون که هوا دارش تویی.
یه روزی گربه ی تو ناخوناشو تیز میکنه،
اگه بد باهاش کنی،اخم های نا جور میکنه.
یا شاید داد بکشه ،
جیغ های بدجور بکشه،
یا که تهدید بکنه میره و قلیوونی میشه
قاتل و زندونی میشه،
دزد خیابوونی میشه،
ولی هر کار بکنه
اون تو رو یادش نمیره
اخه ماها میدونیم اون که هوادارش تویی!!!
اگه اومدیم بزرگ شد و تونست حرف بزنه،
دایره و تنبک بزنه،
مثل ادما تونس حرفای ناجور بزنه.
بره تو جمع سگا،زیر اب دوستاش بزنه،
مثل اب خوردن ما،گربه های همسایه رو گول بزنه،
سر کوچه وایسه و به دخترا زل بزنه
حاضری بزرگ که شد بهش بگی باباش کیه؟؟؟
یا شاید بزرگ که شد
اخر معرفت بشه.
مال مردم نخوره تهمت بی جا نزنه
موش ها رو ازاد کنه.
بره دانشگاه فقط به فکر واحداش باشه
یا نتونه ببینه حقشو دارن میخورن
واسه استوندن حقش برو و
شهرو به اشوب بکشه.
عربده از سر بکشه
اخه ترسی نداره توی دلش تا که بخواد نازش کنه
حالا چی.......................
حاضری بزرگ که شد بهش بگی باباش کیه؟؟؟؟؟؟
اقا جون هرکی نفهمه داستانو
ولی ماها میدونیم اون که هوا دارش تویی.